شيشه ي عطر بهار، لب ديوار شكست ! و هوا پر شد از بوي خدا!!!! همه جا آيت اوست، ديدنش آسان است، سخت آنست نبيني او را...
سلام بر دوستان مهربان!!!! هر چند يك ماه از بهار رفته اما آرزو ميكنم دلتون هميشه بهار باشه!!!!
چند روز پيش يكي از دوستانم يك جمله به من گفت كه بوي نااميدي درش احساس كردم ، من با اون جمله كاري ندارم اما در جوابش يك جمله ي زيبا براتون مينويسم و تقديمش ميكنم به همه ي اونهايي كه هميشه اميدوارند و هميشه با انرژي و هدفمند زندگي ميكنن :
روزي از روزها ، شبي از شب ها ، خواهم افتاد و خواهم مرد ، اما ، مي خواهم هر چه بيشتر بروم، تا هر چه دورتر بيافتم، هر چه ديرتر و دورتر بميرم، نمي خواهم حتي يك گام پيش از آنكه ميتوانستم بروم و بمانم افتاده باشم و جان داده باشم.
دكتر شريعتي.
و حالا بريم سراغ خبرگزاري : يك خبر داغه داغ از تنور واستون در آوردم !!!!
اردوي اصفهان از طرف انجمن تالاسمي ساري!!! اين اردوي سياحتي با تلاش هاي مافوق تصوره يكي از اعضاي فعال و پر انرژي انجمن تالاسمي ساري به نام آقاي سيد حسين حسيني طرح و برنامه ريزي شده ، كه من پيشاپيش از زحمات بي پايان ايشون تشكر ميكنم.
اين اردو در ارديبهشت ماه امسال با حضور ۴۰ نفر از عزيزان تالاسمي اجرا ميشه.
گزارش كامل رو بعد از اجرا بهتون ميدم.![]()
شاد باشید .

