تبليغاتX
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

برای حمایت از بیماران تالاسمی

سلام به همگي!

يك روز بهاري با هواي پاك و سبك شمال! آدم رو واقعا از اين رو به اون رو ميكنه! آفتاب زيبا و هواي خنك! اما چيزي كه امروز صبح منو خيلي خوشحال و پر انرژي كرده هوا نيست ! يه خبره ! يه خبره خوب!

از صبح كه اين خبرو توي راديو شنيدم تا حالا صد هزار بار خداي مهربون رو شكر كردم كه انقدر به فكر بنده هاشه! خدايا شكرت!

حالا اين خبره داغ چي بود؟  اينه كه دانشمندان ايراني داروي پگ اينترفرون كه درمان قطعي بيماران هپاتيتيه و بسيار داروي گرون قيمتيه رو توي ايران خودمون ساختن! اگه يادتون باشه توي پست قبلي گفتم كه اين دارو خارجيه و براي درمان هر بيمار ۱۳ ميليون تومان خرج برميداره!

يكي از همون دكترهاي مهربون كه باهاش مصاحبه ميكردن و من متاسفانه اسمشونو نشنيدم فرمودن كه داروي پگ اينترفرون در ايران ساخته شده و در حال حاضر آخرين مراحل آزمايشات باليني خود شو ميگذرونه!   ايشون مژده دادن كه تا پايان سال ۸۶ اين دارئ به مقدار كافي توليد و در دسترس بيماران قرار خواهد گرفت!

به همه عزيزاني كه مدتها منتظره شنيدنه چنين خبري بودن تبريك ميگم ، و به همه ي ايروني ها هم بابت رسيدن به اين توليد با ارزش تبريك ميگم. اميدوارم روزي برسه كه تمام دارئهاي بيماران خاص و ساير بيماران و همينطور همه ي نيازهاي كشورمون با همت ايراني هاي با غيرت در داخل ايران توليد بشه.

دعاگوي شما بهاره!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 14:43  توسط بهاره  | 

سلام!

نميدونم اين چه حسي كه بهم دست ميده وقتي ميرم توي بخش تالاسمي و دوستهاي تالاسمي ام رو ميبينم كه علاوه بر تالاسمي بودن رنج بيماري هپاتيت c  رو هم همراه دارن!!! نميدونم اين حس چيه ولي خيلي احساس درموندگي ميكنم وقتي ميبينم كاري از دستم ساخته نيست!

يه روزي يه جايي توي اين دنياي بي درو پيكر يه سري آدم نما تصميم ميگيرن يه دستگاه دست دوم كه آلوده به ويروس شده رو به يه كشور جهان سومي بفروشن ! يه روزي يه جايي يه عده اي اشتباه ميكنن ، سهل انگاري ميكنن و ....

و يه روزي يه جايي از اين دنياي بي در و پيكر يه سري بيمار تالاسمي با هزار اميد و آرزو ميان بخش تالاسمي كه خون تزريق كنن و بي خبر از اين همه اتفاق !!!

هر چند سالها از اين ماجرا ميگذره و حالا شكرخدا مدتهاست كه با حمايت و تلاش بي دريغ سازمان انتقال خون آمار اين خطاها بسيار كم شده  اما كي بايد جواب نگاه هاي معصومانه ي اين بچه ها رو بده؟!

چند روز پيش با يكي از بهترين دوستهام حرف ميزدم كه متاسفانه هپاتيت c داره. ازش راجع به درمان جديد با پگ اينترفرون پرسيدم و متوجه شدم كه اين درمان تقريبا قطعي براي هر بيمار تقريبا 13 ميليون تومان هزينه داره !!!

حالا فكر ميكنيد چي كار ميشه كرد؟

چند نفر ميتونن اين مبلغ رو با خيال راحت بپردازن ؟ خانواده هايي رو ميشناسم كه براي اومدن به بخش تالاسمي دادن كرايه مسير از روستا تا شهر براشون معضل شده ! چه برسه به 13 ميليون !!!

چرا ؟

چرا توي اين دنياي بي در و پيكر مشكل بعضي ها انتخاب رنگ و مدل ماشين جديده ! اما ...

متن زير رو از يكي مجله تالاسمي گرفتم به نظرم جالبه :

 " بيماران هپاتيتي با انواعي از معضلات عاطفي روبرو مي شوند. وقتي مردم به دليل ترس از انتقال بيماري به خودشان با بيماران هپاتيتي هم دردي نميكنند اين بيماران احساس خجالت ميكنند. احساس خشم و خجالت زماني ايجاد مي شود كه مصاحب بيمار راه انتشار هپاتيت را به درستي نميداند و از كليه تماس ها با وي اجتناب ميكند. ( بايد دانست اين بيماري تنها از راه انتقال خون و تماس هاي جنسي ناامن منتقل ميشود و تماسهايي چون دست دادن و تماس بدني و خوردن غذا از ظرف مشترك و ... باعث انتقال بيماري هپاتيت نميشود.)

درگيري احساسي اغلب باعث مي شود بيماران احساس محدوديت و تنهايي كنند. افسردگي كه ميتواند تمركز فرد را كاهش داده ، درد و خستگي را افزايش دهد و باعث تحريك پذيري و بروز خشم ناگهاني شود.

دانشمندان بر اين عقيده اند كه ممكن است يك ارتباط فيزيكي بين افسردگي و هپاتيت وجود داشته باشد يك تئوري اين است كه وقتي كبد آسيب ديد ، سطوح مواد شيميايي كه بطور طبيعي  توسط  كبد توليد و تنظيم مي شوند، تغيير ميكند. در نتيجه افسردگي افزايش ميابد. اثرات جانبي اينتر فرون نيز ممكن است منجر به افسردگي شود  چون سه سال اين درمان طول ميكشد تا كليه آثار اينترفرون از بدن پاك شود."

این هم عکس اون ویروس بدجنس :

 

تعريف هپاتيت
لغت هپاتيت به معنى ‘‘التهاب كبد‘‘ مى باشد. اين كلمه يك مفهوم كلى است و دربر گيرنده عوامل متعددى از قبيل عوامل ويروسى، سمى، دارويى و.. است كه مى توانند سبب ايجاد آسيب در كبد شوند. از اين ميان هپاتيتى كه توسط عوامل ويروسى ايجاد مى شود در انتقال خون مهم است زيرا اين عوامل ويروسى، قابل انتقال از طريق خون وفرآورده هاى آن مى باشد.
از مهمترين ويروسهاى مسبب هپاتيت مى توان به انواع A وB وC وDوE اشاره نمود. راه انتقال ويروسهاى هپاتيت A وE عمدتاَ از طريق خوراكى است بنابر اين اهميت چندانى در انتقال خون ندارند. ويروس هپاتيت D وابسته به هپاتيت B مى باشد يعنى تنها در حضور ويروس هپاتيت B بيماريزا مى باشد. بنابر اين در اين بخش تنها به ويروسهاى هپاتيت B وC كه يكى از راههاى عمده انتقال آنها از طريق انتقال خون مى باشد اشاره مى شود..

راههاى انتقال

× را ه عمده انتقال از طريق تماس با خون آلوده مى باشد.
علاوه بر خون ويروس در ديگر مايعات بدن نيز يافت مى شود شامل: ترشحات دستگاه تناسلى، ادرار، بزاق، اشك و… نيز وجود دارد. البته انتقال از طريق اين مايعات بندرت گزارش شده است.
× تماس جنسى راه ديگر انتقال اين ويروس مى باشد. گرچه نقش انتقال ويروس از اين راه بسيار كمتر از راه اول مى باشد .انتقال ويروس از طريق تماس جنسى حفاظت نشده و در روابط طولانى مدت (در زوج ثابت جنسى كه يكى از آن دو مبتلاست) بيشتر است البته در صورت وجود بيمارى همزمان (مثل سيفليس، سوزاك) در تماس هاى كوتاه مدت نيز امكان انتقال اين ويروس وجود دارد.
× امكان انتقال از مادر به كودك نيز وجود دارد ولى اين خطر اندك است.
انتقال ويروس از مادر به كودك در موقع باردارى، وضع حمل وشير دهى صورت مى گيرد. البته خطر انتقال از راه شيردهى بقدرى كم است كه اين خطر مختصر دليلى براى منع بچه دار شدن يا شيردهى نيست. تنها در صورت وجود زخم بر روى نوك سينه مادر بهتر است به بچه شير داده نشود.
× در تعدادى از مبتلايان نيز راه انتقال ناشناخته مى ماند و راه اكتساب ويروس مشخص نمى شود.
از بين عوامل خطرساز ابتلا به هپاتيت C ، شايعترين راه تزريق خون آلوده، تماس جنسى با فردى غير از همسر واعتياد به مواد مخدر تزريقى گزارش شده است.

 

اين تنها يه بخش كوچيك از گرفتاري هاي بيماران هپاتيتيه! به قول دوست خوبم اويس بادپا اين فرياد دردناك تا كجا ميخواد برسه و كيه كه بشنوه و كيه كه در قبال اين فاجعه مسئوليتي بر عهده بگيره.

سالها شكايت و كاغذ بازي و حرف و حديث بين خانواده هاي اين بيماران و مسئولين ردوبدل شد اما نتيجه اي حتي جهت كمك مالي براي درمان اين عزيزان حاصل نشد!

به هر حال خواستم حرفم رو زده باشم شايد كه در اين بهار سبز خدا در ميان اين باغ بي ترانه ي زمين يك دانه ي كوچك دوستي جوانه اي  زده باشد!!!

 

اي ستاره ، باورت نميشود :

در ميان باغ بي ترانه ي زمين

ساقه هاي سبز آشتي شكسته است .

لاله هاي سرخ دوستي فسرده است.

غنچه هاي نورس اميد ،

لب به خنده وانكرده مرده است.

پرچم بلند سرو راستي

سر به خاك غم سپرده است!

 

اي ستاره ، باورت نميشود ،

آن سپيده دم كه با صفا وناز

در فضاي بي كرانه مي دميد

ديگر از زمين رميده است.

اين سپيده ها سپيده نيست :

رنگ چهره ي زمين پريده است!

 

اي ستاره ، ما سلاممان بهانه است

عشقمان دروغ جاودانه است.

در زمين زبان حق بريده اند

حق زبان تازيانه است.

وانكه با تو صادقانه درددل كند

هاي هاي گريه ي شبانه است!...(فريدون مشيري)

 

به اميد روزي كه تالاسمي ، هموفيلي ، سرطاني و همه ي بيماران خاص دست در دست هم با كمك بقيه بتونن بر بيماري شون غلبه كنن و با آرامش كنار هم زندگي كنن.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 22:34  توسط بهاره  | 

سلامی دوباره!

عکسهای بازارچه با کمک دوستان خوبم بالاخره آپلود شدن! اما پست قبلی گنجایش همه شونو نداشت . ادمه عکسها رو اینجا ببینید:

این غرفه اسباب بازی فروشی دوست خوبم زهرا موسوی :

این هم همون غرفه معروف که گفتم : بوفه به مدیریت یکی از بهترین دوستهام فردوسه آزاد شهابی :

این هم دوستهای خوبم به ترتیب از چپ : سید محمد موسوی - امید رمضانی - مجید ایجاد پناه

 

 

این هم چند نما از کارهای بی نظیر هنرمند تالاسمی ساسان زارع :

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 11:14  توسط بهاره  | 

سلامي به همراه بوي خوش بهار از طرف همه ي بروبچ شمالي به شما عزيزان!

 

بازم بهار اومد! با رنگهای قشنگ افسون کننده ش و بوی بهار نارنج! اومده درختهای خشکیده رو بیدار کنه ! اومده زمین دوباره زنده کنه! اومده دلهای آدمارو بهاری کنه!

 

باز كن پنجره ها را كه نسيم
روز ميلاد اقاقي ها را
جشن مي گيرد
و بهار
روي هر شاخه كنار هر برگ
شمع روشن كرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فرياد زدند
كوچه يكپارچه آواز شده است
و درخت گيلاس
هديه جشن اقاقي ها را
گل به دامن كرده ست
باز كن پنجره ها را اي دوست
هيچ يادت هست
كه زمين را عطشي وحشي سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگي با جگر خاك چه كرد
هيچ يادت هست
توي تاريكي شب هاي بلند
سيلي سرما با تاك چه كرد
با سرو سينه گلهاي سپيد
نيمه شب باد غضبناك چه كرد
هيچ يادت هست
حاليا معجزه باران را باور كن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببين
و محبت را در روح نسيم
كه در اين كوچه تنگ
 با همين دست تهي
روز ميلاد اقاقي ها را
جشن ميگيرد
خاك جان يافته است
 تو چرا سنگ شدي
تو چرا اينهمه دلتاگ شدي
باز كن پنجره ها را
و بهاران را
باور كن
 فریدون مشیری

مختصر و مفيد ميرم سر اصل مطلب :

بازارچه به نفع بيماران تالاسمي استان مازندران در روزهاي پنجشنبه و جمعه (24-25 اسفند) در بخش تالاسمي بيمارستان بوعلي ساري برگزار شد!

جاي همه تون خالي! شور و شوق و همبستگي و همكاري بچه ها با هم واقعا ديدني بود و مثل هر سال خاطرات قشنگي رو براي ما بجا گذاشت.

اين بازارچه به پيشنهاد رئيس انجمن تالاسمي استان سركار خانم دكتر مهرنوش كوثريان هر سال قبل از عيد برگزار ميشه و بيشتر غرفه هاي اين بازارچه توسط بچه هاي تالاسمي اداره ميشه.

و درآمد اين غرفه ها به حساب انجمن تالاسمي ميره و افراد خير كه شامل خانواده هاي تالاسمي و سايرين ميباشند با خريد از اين بازاركمكهاي خودشونو به انجمن هديه ميكنن.

واقعا ديدنيه! اين فضاي بي همتاي پرواز فرشته هاي سفيد پوش!

بهتره من زياد حرف نزنم و عكسها رو نشون بدم كه احساسم قابل لمس باشه!

اين غرفه اسباب بازي فروشي خانم زهرا موسوي بود كه توجه هر بچه اي رو به خود جلب ميكرد ! البته ناگفته نمونه كه توجه آدم بزرگها رو بيشتر به خودش جلب ميكرد!!!! و همه تا يك دور با كل اسباب بازي ها بازي نميكردن ول كن معامله نبودن!

غرفه ي بعدي غرفه لوازم بهداشتي بود كه توسط خانم ضحي موسوي و همسرشون آقا مجيد اداره ميشد

 

اين هم پر طرفدار ترين غرفه بازارچه يعني بوفه!!!  كه مديريتش با يكي از بهترين دوستهام خانم فردوسه آزاد شهابي بود كه واقعا يك نمونه از فعال ترين تالاسمي ها ي بخش ماست كه در بانك خون بيمارستان هم مهره بسيار مهمي هستن و جا داره كه از همه عزيزان زحمتكش بانك خون و همينطور پرستارهاي با وجدان و مهربون بخش تالاسمي تشكر كنيم.

خدا واقعا حفظشون كنه.

۲

اين هم غرفه ي ناخداي اين كشتي هزار نفري ! : اين انسان عاشق و اين مادر دلسوز كه واقعا نميدونم اين همه انرژي و شور و اشتياق و اين همه خلاقيت رو چطور توصيف كنم!!

فقط همين قدر ميگم كه همه ي اين مرباها و ترشي هاي خوشمزه هنر دستهاي مهربون خانم دكتر مهرنوش كوثريان است كه همه ساله به نفع انجمن در غرفه ي ويژه ايشون بفروش ميرسه!  همونطور كه گفتم ايشون   فوق تخصص غدد و رئيس انجمن تالاسمي استان و رئيس مركز تحقيقات تالاسمي و همينطور عضو افتخاري فدراسيون بين المللي تالاسمي و استاد دانشگاه علوم پزشكي مازندران و همچنين سردسته ي همه ي كارهاي پرجنب و جوش و با انرژي انجمن هستن!! اجرشون با امام رضا.

اين هم نماي ديگه اي از غرفه ناخداي كشتي ما :

غرفه بعدي كارهاي دست هاي پرتلاش تالاسمي هنرمند ما آقاي ساسان زارع است :

 

البته غرفه هاي ديگه اي هم بود  كه بهتون معرفي ميكنم :

غرفه لباس فروشي توسط مادر يكي از بچه هاي تالاسمي اداره ميشد ، غرفه شيريني و آجيل و غرفه ي تقويم و سررسيد هاي قشنگ كه توسط خواهر و برادر خوب تالاسمي زينب و يونس قاسميان اداره ميشد.

و از همه مهمتر غرفه محمد موسوي و عباس عباس زاده كه ماهي قرمز و سبزه و هفت سين داشتن!

؟

 

اينها هم دوستهاي خوب من به ترتيب از چپ : محمد موسوي ، اميد رمضاني (عضو انجمن) و مجيد ايجاد پناه. 

اين بازارچه هم مثل سالهاي پيش با نشاط و شور بهاري برگزار شد و علاوه بر نفع اقتصادي انجمن منافع معنوي زيادي هم براي بچه ها و هم براي خيرين مازندراني داشت .

اميدوارم كه هميشه اين چنين مراسمي در همه جاي ايران به نفع بيماران خاص برگزار بشه. تا بچه ها با همكاري و پشتيباني هم وارد كارهاي گروهي و فعاليتهاي دسته جمعي بشن.

در فضاي معنوي و پر از زندگي اين بازارچه بياد دوست عزيز، مرحوم علي احمدي قشلاقي افتادم و احساس كردم كه روح پاك علي در حال پرواز بر فراز دنياي پرشور بچه هاي تالاسميه. روحش شاد!

 

و در آخر هم يه عكس به ياد ماندني كه بچه ها با خانم دكتر انداختن و خداييش به ياد ماندني شده !!!

به ترتيب از چپ و  بالا : يونس قاسميان ، اميد رمضاني ، سيد حسين حسيني ، عباس عباس زاده ، سيد محمد موسوي ، ضحي موسوي ، زهرا موسوي ، ساسان زارع.

به ترتيب از چپ و پايين : زينب قاسميان ، عليرضا ، محمد مرزبان فر ، بهاره ( با اجازه تون خودم !!!!!) ، خانم دكتر كوثريان ، آسپيتا مظفري ( يار و همراه هميشگي انجمن تالاسمي مازندران) ، آترين كاوياني و حسين كه نصفه افتاده!!!!

و حرف آخر :

در قلمرو عشق ، واژه ي زيبايي بيانگر معناي زندگي است. و حيات هيچ چيز نيست مگر عشق به موجودات و آفريده هاي خداوند كه جملگي نشانه اي است از هنر خالق بي همتا و زيبا.

هنر يعني آفرينش ،و عشق ، برترين هنر آفريدگار است.

چه خوب است به پاس اين موهبت دل هاي مان را آكنده از عشق الهي كنيم. دوست بداريم هر چه در دنياست و سر تعظيم به منزله ي سپاس و قدرداني در برابر زيباترين زيبايي ها كه همانا خداوند است فرود بياوريم. زشتي را در ظاهر نبينيم. به ظواهر دنيا دل نبنديم ، زيبا ببينيم ، بيانديشيم ، عاشقانه زندگي كرده و عشق و دوستي را از ته دل نثار يكديگر كنيم.

برگرفته از كتاب  " ...و خداوند زيباست "  اثر دوست خوبم آسپيتا مظفري.

با آرزوي سال سرشار از موفقيت و نشاط براي همه شما عزيزان

دعا گوي شما بهاره.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 22:9  توسط بهاره  |