تبليغاتX
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

برای حمایت از بیماران تالاسمی

هواللطیف

باز هم ماه رمضان با همه ی برکت و قداستش از راه رسید . ماهی که در اون دلها خدایی تر میشه و آدمها هر چند خوب باشن خوبتر میشن. امیدوارم حداکثر استفاده رو از این ماه آسمانی بکنید و نماز و روزه هاتون قبول درگاه الهی باشه.

دیروز رفتم بیمارستان برای تزریق خون که دیدم باز همان داستان همیشگی ماه رمضون !!! : کمبود خون!  آره براتون بگم باز هم یه عالمه مادر نگران که چشمای خیسشون پر از امید به خدا و اون فرشته های آدم نما که بی هیچ چشم داشت حتی توی ماه رمضون میان و خون میدن.

شب که اومدن خونه رفتم پای کامپیوتر و عکسهای قدیمی رو نگاه می کردم که چشمم افتاد به عکسهای ماه رمضون پارسال که با فاطمه و مابقی بچه ها بروبچ خوابگاه رو بعد از افطار راه انداختیم و بردیم انتقال خون تا واسه تالاسمی ها خون بدن و اونها با چه ذوقی با چه حالی با چه انرژی ای اومدن و واسه بچه ها خون دادن.

هر چند خیلی هاشون به خاطر پایین بودن وزن و یا فشار خون نتونستن خون بدن اما چشمای گریونشون نشونه ای بود واسه احساس کردن حس قشنگ عشق. واقعا یادش به خیر .

در همون موقع یادم اومد که پارسال فاطمه عکسها رو گذاشت توی وبلاگ اما باز نمیشدن و بعضی ها شاکی شدن .

منم فرصتو غنیمت شمردمو با یادآوری پارسال از همه ی شما عزیزان هم نوعدوست و یاورهای همیشگی بچه های تالاسمی دعوت میکنم که باز هم مثل همیشه زندگی رو هدیه کنید و دنیایی از نشاط رو به اونها هدیه کنید و ما هم طبق معمول کاری نمیکنیم جز دعای خیر و بودن به یادتون سر سفره با برکت افطار.

منتظریم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 8:53  توسط بهاره  |