سلام دوستان عزيز
اميدوارم حال همگيتون خوب باشه
توي اين مدتي كه اينجا چيزي ننوشتم من ( فاطمه) و بهاره فارغ التحصيل شديم و من شمال را ترك كردم و به سرزمين خودم برگشتم...با يه دنيا دلتنگي...
هر دوی ما دوره طرح خودمون رو میگذرونیم ُ
كار من و بهاره تقريباٌ با هم مرتبطه! يعني قسمتي از دوره طرح من در مركز پيشگيري از قبل از تولد تالاسمي شهرمون هست و من خيلي خوشحالم كه از اين دريچه ميتونم باز با دوستان عزيز تالاسمي ام در ارتباط بمونم و مهمتر اينكه ميتونم سهم كوچكي در جلوگيري از تولد يك تالاسمي ديگر داشته باشم ...
طبق آماري كه در كتابخانه محل كارم پيدا كردم . طي سالهاي 76-80 ؛ در سطح كشور 4789 زوج ناقل تالاسمي شناسائي شده اند كه پس از مشاوره ويژه 1600 نفر از ازدواج با هم انصراف داده اند و 2361 نفر با وجود آگاهي به اين مهم باز هم با هم ازدواج كرده اند و 828 نفر هم تحت مشاوره قرار گرفته اند .
نكته اي كه خيلي براي من جالب و عجيب بود اينه كه تعداد مزدوجين ناقل از سال 76 به بعد يك روند صعودي داشته . يعني با گذشت زمان بجاي اينكه آگاهي و دقت مردم در اين زمينه افزايش پيدا كنه بالعكس متاسفانه يك روند نزولي داشته!!!
طبق آخرين آماري كه مطالعه كردم در استانهاي مازندران، سمنان،مركزي و قم تعداد زوج هاي ناقلي كه از ازدواج انصراف داده اند بيشتر از اونايي هست كه ازدواج كرده اند و در خوزستان، هرمزگان،كرمان ،گيلان
آمار ازدواج در ببين ناقلين تالاسمي بسيار بيشتر از انصرافيها هست بطوريكه بعنوان مثال در كرمان از 242 زوج ناقل تالاسمي تنها 22 نفر از ازدواج با هم منصرف شده اند و 203 نفر(!!!) با هم ازدواج كرده اند ، 17 نفر هم تحت مشاوره قرار گرقته اند .
مسلماٌ اگه اين افراد آشنائي كاملتري با اين بيماري داشته باشند و از مشكلات و سختيهايي كه يك تالاسمي بايد در زندگيش به جان بخره آگاهي داشته باشند موجود ديگري را فداي خودخواهيهاي خودشون نمي كردند .
البته از زحماتي كه در اين راه كشيده شده نبايد چشم پوشي كرد اما آمار بدست اومده نشون ميده كه هنوز تا اون مدينه فاضله اي كه انسانها درد بي فكري والدينشون را عمري نچشند خيلي فاصله داريم .
بايد به همه گفته بشه روشهاي ژنتيكي تشخيص قبل از تولد هنوز صد در صد قطعي و بي خطا نيستند و هنوز هم با وجود همه پيشرفتها باز هم احتمال اشتباه و تولد يك تالاسمي ديگه وجود داره !
متاسفانه هنوز وقت نكردم كه سري به بخش تالاسمي شهرمون يزنم ولي در اولين فرصتي كه بتونم اين كار را ميكنم و از وضعيت اونها خبر ميگيرم .
و ديگه اينكه اين متن را دوستي به من داد و گفت سه بار از روي اون بنويسم و به سه نفر بدم و در انتظار معجزه بمونم . من هم از اونجائيكه هيچوقت اينجور كارها را انجام نداده ام به توصيه اش عمل نكردم . اما بس كه قشنگ بود اينجا مينويسمش . متن بسيار زيبائي هست:
لحظات شادي خدا را ستايش کن لحظات سختي خدا را جستجو کن لحظات آرامش خدا را
مناجات کن لحظات دردآور به خدا اعتماد کن ودر تمام لحظات خدا را شکر کن
شاد و سرافراز باشيد.