تبليغاتX
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

برای حمایت از بیماران تالاسمی

 

سلام دوستان

قبل از هر چیز روز جهانی اهدای خون سالم را به همگی تبریک میگم . هر چند یکی دو روزی از این ماجرا میگذره اما ارزش و تقدس اهدای خون همیشه قابل لمس و آشکار هست .

و به نظرم  همین اهدا کنندگان بی نام و نشانی که بی هیچ چشمداشتی وجودشونو با نیازمندانی که نمی شناسند تقسیم میکنند اگوی ایثار و فداکاری در جهان هستند .

                    اهد کنندکان زندگی روزتان مبارک و ایثارتان جاودان

بجاست که از تلاشهای سازمان انتقال خون هم که همه تلاششو برای رسوندن خون سالم و حیات بخش به دست نیازمندان میکنه تشکر کنیم . دست همگی درد نکنه

مطلب زیر مختصری از تاریخچه انتقال خون در ایران  و جهان هست که خوندنش خالی از لطف نیست:

قبل از تاسیس سازمان انتقال خون ایران، تهیه خون مورد نیاز بیماران به عهده سرویسهای پراکنده در بخشهای خصوصی یا مراکز دولتی مانند ارتش، دانشکده پزشکی تهران و شیر و خورشید سرخ بود. در آن زمان خونگیری تابع هیچ نوع ضابطه علمی نبود و اهدا کنندگان این مراکز غالباً به فروش خون خود مبادرت می نمودند. در " نهم مرداد ماه " سال 1353 بود که سازمان انتقال خون ایران تاسیس شد و شروع بکار نمود. هم زمان با راه اندازی سازمان مرکزی در تهران، 3 مرکز دیگر در شیراز، اهواز و مشهد نیز راه اندازی شد. از همان ابتدا هدف سازمان تهیه خون کافی و سالم بود. بنابراین استفاده از اهداکنندگان پولی (Paid Donors) که عمده اهداکنندگان قبل از تاسیس سازمان بودند، ممنوع گردید و بجای آن مقرر گردید از اهداکنندگان داوطلب و جایگزین استفاده شود.در سیستم اهدای خون جایگزین هر زمانی که بیمار نیاز به خون داشت می بایست ابتدا خون مورد نیاز وی توسط بستگان، دوستان و یا آشنایان جایگزین گردد.

با گذشت زمان نیاز به خون رسانی گسترده تر شد و به منظور ارائه خدمات بیشتر تعداد پایگاه های انتقال خون در سراسر کشور افزایش یافت. در طول جنگ تحمیلی عراق این نیاز بیشتر شد.با اینحال طی 8 سال دفاع مقدس سازمان همراه با اقشار مختلف مردم خون و فرآورده های مورد نیاز برای مجروحین و مصدومین را بخوبی تامین نمود.

 با شناخت ویروس ایدز و هپاتیت C و احتمال انتقال آنها از طریق تزریق خون مطالعات زیادی در جهت کاهش انتقال این عفونتها صورت گرفت. در همین مطالعات نشان داده شد که درصد بیشتری از اهداکنندگان خون جایگزین از نظر ایدز، هپاتیت B و C مثبت هستند. به همین منظور در سال 1376 برنامه حذف خون جایگزین در کشور به اجرا درآمد و تا پایان سال 1379، 9 استان کشور موفق به حذف خون جایگزین گردیدند.

خوشبختانه دراوايل دهه هشتاد شاخص اهدای خون داوطلبانه به 95% رسید و 33% از این خونهای اهدایی توسط اهداکنندگان مستمر تامین شد. در حال حاضر فقط در استانهای خوزستان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان درصد کمی از خون جایگزین استفاده می شود.

در حال حاضر از هر 1000 نفر جمعیت فقط حدود 22 نفر اهدا کننده خون هستند (2/2 درصد). هر چند که وجود 2 درصد اهدا کننده در جامعه از نظر سازمان بهداشت جهانی قابل قبول می باشد اما با وجود تعداد زیادی اهدا کننده بالقوه در کشور امیدواریم در آینده شاهد افزایش اهدا کنندگان باشیم. هم اکنون سازمان انتقال خون ایران با بیش از 90 پایگاه که به 8 منطقه اصلی تقسیم شده است خون مورد نیاز بیش از 60 میلیون نفر جمعیت کشور را تامین می کند.

اینک همزمان با  تاسیس سازمان انتقال خون ایران تعداد کل خونهای اهدائی از جانب شما اهداکنندگان عزیز به بيست ميليون واحد رسیده است

 

به این لینکهای جالب هم حتماٌ سر بزنید

مسابقه ای اینترنتی برای قدردانی از اهدا کنندگان خون

خون در سرزمین دیجیتال

 

امسال روز جهانی اهدای خون روز "تعهد" نامیده شده که به نظرم تعبیر جالبی هست از تعهدی که ما انسانها نسبت به هم داریم

یه بار دیگه از همه دوستان متعهد و نوع دوست و فداکارمون دعوت میکنیم که با مراجعه به پایگاههای انتقال خون لذت تقسیم زندگی را بچشند 

شاد و سر بلند باشید 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 11:26  توسط بهاره  | 

 

این خبر را هم از آخریت تلاشهای محققین کشورمون برای بچه های تالاسمی بخونید

 

متخصصان يك شركت تحقيقات دارويي وابسته به مركز رشد فراورده هاي دارويي دانشگاه علوم پزشكي تهران با توليد ماده موثره دارويي ICL670، زمينه جايگزيني آن با داروي «دفروكسامين» را كه ضمن كارايي موثرتر، كاهش هزينه درمان بيماران تالاسمي و جلوگيري از خروج 22 ميليون دلار ارز از كشور را در پي دارد فراهم كردند.
به گفته مجريان طرح، موثره دارويي ICL670 نسبت به «دفروكسامين» بسيار ارزانتر و 4 تا 5برابر موثرتر است و بنابراين هزينه درمان بيماران تالاسمي را كه مجبور به مصرف مداوم روزانه دارو هستند به طرز چشمگيري كاهش مي‌دهد.
«دفروكسامين» در حال حاضر مهمترين و پرمصرف ترين دارو در بيماران تالاسمي ماژور است كه به صورت تزريق زير جلدي انجام مي‌شود كه اين امر علاوه بر مختل كردن زندگي عادي افراد به عوارضي همچون عفونت‌هاي مكرر پوستي و سيستميك خوني نيز منجر مي‌شود.
علاوه بر اين به علت وارداتي بودن داروي دفروكسامين سالانه حدود 22 ميليون دلار ارز از كشور خارج مي‌شود.
ICL670 به دليل داشتن زمان نيمه عمر حدود 14 ساعت به صورت قرص يا كپسول خوراكي و تك دوز و با دوز روزانه 20 ميلي گرم در هر كيلوگرم وزن بدن تجويز مي شود.

به امید فردائی روشن...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 19:8  توسط بهاره  | 

سلام !

سوم خرداد روز آزادی خرمشهر رو به همه ی ایرونی های عزیز تبریک میگیم.

به 24 خرداد روز جهانی اهداکننده خون نزدیک میشیم , خوشا به حال همه ی اونهایی که میتونن هدیه ی خدا رو هدیه کنن ,

به نیلوفرایی که میتونن تن مرده ی مرداب رو زندگی ببخشند غبطه میخورم.

زندگی نیلوفرانه زیستن است!!!!

شعر زیر که سروده ی دوست عزیز " یوسف محمدنژاد " است رو تقدیم میکنم به همه ی نیلوفرای عاشق...!

نیلوفرانه!

دنبال چه هستی در پس چه میگردی ؟

در سراب زندگی عشق را باید جست.

عشق همان زیبا زیستن است

گل نیلوفر در مرداب بودن   است

دیده ای نیلوفر عاشق را در پساب بی رمق

که چگونه بر امواج رقصان می تند ؟

عاشقی نیلوفرانه بودن است

در پساب و گنداب زندگی

همچو نیلوفر گل دادن است

فاصله است میان شقایق عاشق دشتهای سبز و نیلوفر آبی مرداب !

شقایق عشق زمین است در بستر حیات

و نیلوفر عشق درون است در بستر ذات!

شقایق بر سر خاک در دل گرماش رمیده

نیلوفر در دل آب فرو رفته و بر خود تنیده !

شاید گلی را توان روییدن در آب باشد

اما هنر بودن در مرداب هرگز.

مرداب رود خسته و مانده ی روزگار است

بی حرکت و بی رمق

بی جنب و جوش رود خروشان

ساکت و آرام افتاده در گوشه و کناری

چنانکه بوی تعفن گرفته

و منتظر باد سوزان گرمای سرطان است

که نفس آرام و بی حیاتش را در کام جان گیرد.

شاید

نیلوفر عاشق خسته به چهره ی مرداب رنگ و بویی ببخشد

و چشم گذرگهان را

به سوی این  دل افسرده  افکند

برعکس نیزار که حصار دور مردابش بیشتر هویدایش می کند

و خجالت بودن مرداب را رسوا می کند.

نیلوفر عاشق

رنگ و بوی عشق و بودن را

تلاش چگونه زیستن را نوید می دهد.

اگر مرداب را توان درک حقیقت نیلوفر بود

که مرداب نبود!

بلکه رودی پیوسته به دریا بود .

دنبال چه هستی در پس چه می گردی؟!

که درس بودن و شدن را

تنیدن در مرداب زندگی و شکفتن گل حیات را

گل نیلوفر آموخته است.

گل نیلوفر همینجاست!

در کنار این مرداب!

کیست که دریابد نجوای این گل عاشق را...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 23:3  توسط بهاره  |