تبليغاتX
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

برای حمایت از بیماران تالاسمی

همینطور که توی کوچه پس کوچه ی اینترنت قدم میزدم پیداش کردم .امیر ضا مرادی یک بیمار تالاسمی ماژور هست که در اثر انتقال خون ناسالم به ایدز مبتلا شده . مصاحبه با امیر رضا را در اینجا بخونید .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 12:48  توسط بهاره  | 

  • اطلاع رسانی در مورد آخرین یافته های دارویی و درمان بمیاری تحقیقات آماری و ارائه مقالات جدید
  • بررسی مشکلات موجود در مراکز تالاسمی و اتخاذ تصمیمات لازم نسبت به رفع آن مشکل
  • معرفی بیماران تالاسمی تحصیلکرده و توانمند به جامعه
  • افزایش آگاهی افراد جامعه نسبت به بیماری تالاسمی بخصوص زوجهای جوان
  • برگزاری همایشهای آموزشی و پژوهشی
  • برگزاری کارگاههای آموزشی و فرهنگی و اجتماعی
  • رایزنی با سازمانها و ارگانها و نهادهای مختلف برای جذب سرمایهلازم در موراد مذکور
  • رایزنی و هماهنگی با سازمانها و ارگانها و نهادهای مختلف استانی و کشوری در جهت رفع مشکل اشتغال
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 12:21  توسط بهاره  | 

۱- ایجاد نهادی قوی و منسجم از جوانا تالاسمی (موسسه) در راستای شناسائی <جذب و تقویت آنها در عرصه های گوناگون علمی فرهنگی پژوهشی و اجتماعی

۲- تقویت عزم و اراده به منظور حمایت از حقوق و منافع بمیماران تالاسمی و تغییر نگرش جامعه نسبت به این بیماری در سطح استان مازندران

۳- نهادینه سازی و تصمیم سازی موسسه در خصوص بیماری تالاسمیک در سطح استان

۴- ریشه یابی مشکلات و موانع موجود در جامعه بر سر راه بیماران( اجتماعی-فرهنگی) و ارائه راهکارای علمی و عملی با بهره مندی از تخصص و تجربه صاحب نظران در این زمینه

۵-افزایش آگاهی افراد تالاسمی در خصوص آسیبهای اجتماعی و فرهنگی

۶-تشویق بیماران تالاسمی به مشارکت فعال در عرصه های گوناگون علمی-فرهنگی و اجتماعی و ورزشی

۷-فراهم آوردن محیط و شرایط مطلوب برای توسعه -همکاری و هماهنگی انجمنهای استانی به منظور افزایش آگاهی -مشارکت و فعالیتهای مرتبط

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 12:16  توسط بهاره  | 

ساسان نوزده ساله . بیمار مبتلا به تالاسمی و یک جوان بسیار باستعداد و هنر منده . امروز با او در بخش تالاسمی بیمارستان بوعلی ساری آشنا شدم . توی چشمای ساسان میشد امتداد یه غم مزمن را دید یه چیزی مثل شعرای شهناز پیشکار انگار از چشماش بیرون میزد و توی فضا پخش میشد:

گناه کتیبه ی ما  شد

جرم ما ندانستن بود .

جای سئوال نگذاشتند ما را به تاراج بردند!

زبان قاصدک می خواست که بگوید

اما او را نیز با یک تکان تکه تکه کردند و در فضای پر از ریا پرواز دادند .

بهاره دوست من ( که خودش هم مبتلا به تلاسمی هست) من را به ساسان معرفی کرد . حضور بهاره شاید باعث شده بود که ساسان با ما راحتتر باشه.

رنگهای خود را گرفتند

آنها نیز از ما نبودند .

آنها نیز آهنگ بودن را با نبودن ما رقم زدند .

ساسان آرام و شمرده حرف میزد . او دیپلم برق داشت و به کارهای تاسیساتی خیلی وارد بود اما تا حالا به هر شرکتی که برای استخدام مراجعه کرده به علت بیماریتالاسمی با جواب منفی روبرو شده . اما ساسان و همه ی پزشکان می دونن که این بیماری هیچ مشکلی برای فعالیتهای کاری شخص مبتلا ایجاد نمیکنه . پس علت این امتاعات چی هست ؟ آیا این باعث سرخوردگی او و وبقیه بچه های تالاسمی از اجتماع نمیشه !!!

ساسان میگفت حتی برای او گواهینامه ی رانندگی هم صادر نکرده اند و به دلایل مختلفی او را به قول معروف به دنبال نخود سیاه فرستاده اند . در صورتیکه باز هم متخصصین می دونن که این بیماری هیچ اختلالی در فعالیتهای شخص بوجود نمیاره!

وقتی از ساسان پرسیدم مردم چطور می تونن ازت حمایت کنند  جواب داد : مردم نباید تصویر بزرگ و بدی از این بیماری بسازند و ما را درک کنند.  

ساسان یه هنرمنده فوق العاده هست . من امروز آثار معرق کاری اونو از نزدیک دیدم . که به زودی چند عکس از آثار ساسان  را در وبلاگ میذارم تا کسانیکه علاقه مند به خرید این آثار هستند از این طریق بتونند هم خرید کنند و هم به ساسان روحیه بدهند .

توی مدت زمانیکه ساسان رفته بود آثار هنری ارزشمندش را از طبقه ی بالا بیاره . من بجای ساسان کنار دکه اش ایستاده بودم . ساسان با همه ی هنر مندیش فروشنده ی شکلات و آدامس و بیسکویت هست!

پ-ن: بزودی اهداف و فعالیتهای موسسه جوانان تالاسمی در این صفحه قرار خواهد گرفت .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1384ساعت 13:49  توسط بهاره  | 

معنای با هم بودن یعنی چه؟

یعنی از هم بون  یعنی یک روح یک جسم.

یعنی نمایان زندگی به درخشش آفتاب

آری صدای زمان هم از ما جدائی را رنگ زد .

شهناز پیشکارـبیمار تالاسمی 

دوستان خوبم . سلام . وبلاگی که پیش رو دارید برای حمایت از بیماران تالاسمی باز شده و امید است که با حضور چشمگیر شما دوستان عزیز بتوانیم قدم موثری در جهت کمک و همدلی با این بیماران و مرتفع کردن مشکلاتشان و همچنین ساختن یک شالوده فرهنگی قوی بین مردم در نحوه ی برخورد با این عزیزان بر داریم .

ما را تنها نگذارید .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384ساعت 13:16  توسط بهاره  |